تبليغاتX
کوروش سترگ

کوروش سترگ

در رابطه با تاریخ و فرهنگ ایران کهن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 14:12  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

منشور «كوروش» به وطن بازگشت

پس از هشت ماه انتظار، امروز منشور حقوق بشر کوروش، همزمان با عيد سعيد فطر به موزه ملي ايران منتقل شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين منشور در ساعت 4 و 25 دقيقه جمعه به سرپرستي جان کرتيس، مدير بخش خاور ميانه موزه بريتانيا از فرودگاه امام خميني(ره) به كشورمان وارد شد.

اين منشور قرار است، فردا با حضور کارشناسان ايراني از داخل مخزن موزه ملي خارج و سپس وارد ويترين نمايش مي‌شود.

به گزارش ايسنا، منشور حقوق بشر كوروش كه با نام استوانه‌ي كوروش نيز شناخته مي‌شود، از جنس سفال است و در سال 539 پيش از ميلاد ساخته شده است. دورتادور اين استوانه‌ي سفالين كه 23 سانتي‌متر طول و 11 سانتي‌متر عرض دارد، در حدود 40 خط به زبان ميخي بابلي، فرمان‌هاي كوروش حك شده است. منشور كوروش به‌عنوان نخستين منشور حقوق بشر شناخته مي‌شود و در سال 1971 ميلادي، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمي منتشر كرد. بدلي از اين منشور نيز در مقر سازمان ملل متحد در شهر نيويورك نگهداري مي‌شود.

گفتني است، قرار بود براساس توافق‌ها ميان سازمان ميراث فرهنگي و موزه‌ي بريتانيا، منشور كوروش 16 ژانويه 2010 مصادف با 26 دي‌ماه سال جاري به ايران منتقل و براي مدت چهارماه در موزه‌ي ملي ايران به‌نمايش گذاشته ‌شود. هم‌چنين فعاليت‌هاي علمي ـ فرهنگي درباره‌ي مسائل باستان‌شناسي در حاشيه‌ي نمايش اين شيء تاريخي ارزشمند تدارک ديده شده بود. 

منبع: www.tabnak.ir

+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 0:8  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

سند رسمی سازمان ملل مبنی بر ضرورت استفاده از نام «خلیج فارس»

در این سند قید شده در هر زمینه‌ای باید از نام کامل "Persian Gulf" استفاده بشود، و به جای نام خلاصه شده "Gulf" نیز باید از Persian Gulf استفاده شود؛ حتی وقتی پس از یکبار استفاده در متن، قصد تکرار آن را داشته باشید.


http://www.irupload.ir/images/8zkqcmfypjxx7t4olb.jpg

http://persiangulfstudies.com

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 10:43  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

تاق خسروانی و مرگی تدریجی

تاق خسروانی، یادگار شکوه ایران باستان، با بی توجهی عراق، روز به روز به پایان خود نزدیکتر می‌شود. پرسش اینجاست، کشورمان تا کنون برای حفظ این میراث ایرانی، چه کرده است؟


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، روزانه ایرانیان بسیاری با هدف زیارت به کشور عراق سفر می‌کنند، با وجود این، درصد اندكی از آنان حتی می‌دانند یکی از با شکوه ترین آثار معماری ساخته دست پدرانشان، در این کشور واقع است.

طاق كسری یا تاق خسرو (ایوان مدائن)، در شهر مدائن و در 35 كیلومتری جنوب بغداد در استان دیاله قرار گرفته است و به نظر می‌رسد اتفاق بدی نمی‌افتد اگر تورهای زیارتی و سیاحتی که وظیفه گرداندن ایرانیان را بر عهده دارند، تدابیری بیندیشند که ایرانیان بتوانند از تاق خسروانی نیز دیدن کنند.

این کار دو مزیت دارد: نخست اینکه ایرانیان زائر، با تاریخ کشورشان نیز بیشتر آشنا می‌شوند و دوم اینکه عراق در صورت افزایش شمار بازدیدکنندگان از این اثر تاریخی مجبور می‌شود حفظ و مرمت و رسیدگی به زیرساخت‌های گردشگری این اثر تاریخی ایرانی را جدی تر بگیرد.

تا هنگامی که خودمان جهت حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی سرزمینمان کوشا نباشیم، نه تنها دیگران برای حفظ و نگاهبانی از داشته‌های فرهنگیمان دل نمی‌سوزانند، چه بسا (با تجربه‌ای که در این زمینه وجود دارد)، در جهت نابودی هر آنچه در منطقه به نام آثار ایرانی وجود دارد، همه ابزارهای خود را به کار گیرند.

به جایی بر نمی‌خورد اگر از بودجه‌های هنگفتی که برای سازندگی عراق سرازیر می‌شود، مبلغ ناچیزی نیز به حفظ، نگهداری و مرمت طاق کسری و توسعه زیرساخت‌های گردشگری این بنای ایرانی اختصاص یابد.

 

 نابودگران تاریخی طاق کسری

خوشبختانه توده مردم عراق با توجه به ریشه‌های مشترک تاریخی با ایران، هیچگاه درصدد نابودی آثار ایرانی کشور خود نبوده و نیستند. مشکل اصلی در این زمینه، حکومت‌های نژادپرست و خودکامه و افراد متعصبی هستند که با ایران و ایرانی دشمنی و کینه تاریخی دارند؛ دشمنی و کینه‌ای که باید از لحاظ جامعه شناسی، درباره آن کنکاش تاریخی صورت گیرد.

هارون الرشید، خلیفه عباسی کوشید طاق کسری را کاملا ویران کند، ولی در انجام هدف خود ناکام ماند.

• صدام و تلاش برای نابودی کاخ خسروانی

تاق خسرو تا اواخر حكومت رژیم بعث عراق، به عنوان یكی از مهمترین تفریح‌گاه‌‌های اعراب شناخته می‌شد، اما رژیم بعث كه تاب این استقبال را نداشت، اقدام به تخریب بیشتر این مكان كرد.

نخست به دستور صدام، موزه ‌ای از عكس ‌های وی به شیوه‌ ای مدرن نزدیك این مجموعه تاریخی ساخته شد كه هدف از آن، تغییر مكان تجمع مردم از ایوان مدائن به آن مكان بود. اما این موزه نتوانست جایگاه باارزش ایوان مدائن را نزد مردم تغییر دهد؛ از این رو صدام دستور تخریب برخی مكان‌ها و دیوارهای باستانی این مجموعه را صادر كرد.

 

این جنایتکار نژادپرست حتی در نوشته‌‌های سنگی قدیمی مجموعه نیز دست برد و به عمد، اسم خود را وارد آنها كرد تا با خدشه‌ دار كردن این مجموعه تاریخی، مردم را از تجمع در آن باز دارد. این عمل وی سبب شد تا یونسكو، با ارسال نامه‌ ای از این اقدام دولت عراق شكایت كرده و پس از آن، طاق كسری و ایوان مدائن را از فهرست آثار ثبت شده یونسكو حذف كند.

پس از مدتی، رژیم بعث، سفر به این مكان را ممنوع اعلام كرد و با گذشت یك سال از منع سفر به آن، صد و هفتاد نفر از متخلفان را به جرم رفتن به این مكان، اعدام كرد. پس از این واقعه، این مكان متروك باقی ماند و هیچ اعتنایی به آن نشد و روز به روز بر فرسودگی و خرابی‌‌های آن افزوده شد.

 تاق خسرو و تروریست‌های فرهنگی

در پی تصرف عراق به دست نظامیان آمریكا و هم پیمانانش در سال 2003، آسیب‌های بسیاری به این مكان وارد شد؛ به گونه ‌ای كه در پی درگیری‌های پیاپی نظامیان خارجی با نظامیان بعثی، این مكان نیز هدف گلوله و بمب ‌های دو طرف قرار گرفت. این در حالی بود كه پس از آن، امكان سفر به این مكان برای مردم مهیا شده بود و رونق از دست رفته، به تدریج دوباره به آن باز می‌گشت.

با شروع فعالیت گروه‌های تروریست در عراق، وضع مجموعه ایوان مدائن باز هم بدتر شد. در ماه فوریه 2005، تروریست‌‌ها با انجام یك عملیات تروریستی، قسمتی از ایوان مدائن را تخریب كردند كه از آن به عنوان بزرگ ‌ترین آسیب به این مجموعه پس از اشغال عراق یاد شده است.


در پی اعلام خطر نابودی این مجموعه تاریخی ارزشمند در عراق، مقامات میراث فرهنگی ایران اعلام كردند قصد دارند با كمك یونسكو، این مكان تخریب شده را بازسازی كنند و دوباره آن را به جمع آثار ثبت شده در اسناد میراث فرهنگی یونسكو بازگردانند.

بر خلاف انتظار، این عمل پسندیده ایرانی ‌ها را اعراب افراطی و تندرو، مداخله در امور عراق و راهی برای حاكمیت بر این كشور تعبیر كردند؛ به گونه‌ ای كه یكی از پایگاه‌های اینترنتی عرب، موسوم به الصوت العروبه نوشت: «ایرانی‌‌ها با كمك سپاه پاسداران و سازمان اطلاعات خود، به بهانه‌ بازسازی ایوان مدائن كه یادآور ستیز پیشینیان آنها ضد پیغمبر اسلام (ص) است، می‌ خواهند عراق را به تصرف خود درآورده و یاد و خاطره سلسله‌ گذشتگان كفار خود را زنده كنند.»

البته مقامات عراقی نه فقط تا كنون پاسخ منفی‌ به مقامات ایرانی نداده ‌اند، بلكه حاضر به همكاری و ادامه مذاكرات با مقامات ایرانی در این باره نیز شده ‌اند. البته این مذاكرات به سبب وجود ناامنی در عراق به تعویق افتاده است. اما مقامات عراقی اطمینان داده ‌اند كه به حرف‌‌های مغرضانه برخی رسانه ‌های عربی گوش نخواهند داد و با كمك ایرانیان، میراث فرهنگی خود را كه مشتركات زیادی با ایرانیان دارد، بازسازی و زنده خواهند كرد.


• چیستی تاق خسروانی...

طاق کسری (تاق خسرو) یا ایوان مدائن، کاخ پادشاهان ساسانی در شهر «اسبانبار» در ساحل خاوری رود دجله و از مهم ترین سازه ‌های دوران ساسانیان است، محلی که در شهر مدائن در 35 كیلومتری جنوب بغداد کنونی در استان دیاله که از استان‌های مرزی و شرقی عراق است، قرار گرفته است.

بیشتر گمان می‌ شود که طاق کسری در تیسفون جای‌ دارد، ولی تیسفون، اسبانبر و چند شهر کوچک دیگر مانند بغداد، روی هم شهرگان یا مدائن را تشکیل می‌ دادند. طاق اصلی این کاخ، بلندترین طاق خشتی ساخته شده به دست انسان است. بلندای این طاق 35 متر، پهنایش 25 متر و درازایش 50 متر است.

بنا بر آنچه در نوشتار پهلوی خدای‌ نامگ آمده ‌است، این کاخ به دستور شاپور اول ساخته ‌شده ‌است.

بسیاری نیز ساخت این کاخ را به نوشیروان بزرگ، شاه مشهور و مقتدر ساسانی نسبت می‌دهند.

برخی نیز اینچنین می‌گویند که تاریخ ساخت این بنا، به زمان اشكانیان باز می‌‌گردد كه در زمان ساسانیان به دستور انوشیروان ساسانی بازسازی و توسعه یافته است.

گفتنی است شیوه معماری این بنا پارتی است.

مدائن در حقیقت همان تیسفون، پایتخت سلسله ساسانی است كه با حمله اعراب و تصرف آن به دست آنها، به مدائن تغییر نام یافت.

این شهر در روزگار خود، از چنان زیبایی‌ ای برخوردار بود كه اعراب ساده سپاه اسلام وقتی آن را فتح كردند، به چنان حیرتی دچار شدند كه گفتند تیسفون همان بهشت موعودی است كه پیغمبر وعده ‌اش را به ما داده بود !

پس از آن، این شهر تبدیل به تل ویرانه ‌ای شد كه زیبایی گذشته خود را هرگز باز نیافت.

این كاخ پس از حمله اعراب، به كلی نابود شد و جز ویرانه ‌های طاق آن كه ارتفاعی در حدود 70 متر دارد و شماری از دیوارهای كاخ هیچ چیز باقی نماند.

در گذر زمان، شهر پویایی خود را باز یافت. قرن‌ها بعد، این مكان به یك تفرج‌گاه زیبا برای مردم تبدیل شد كه همه ساله پذیرای خیل عظیمی از مردم عراق بود كه با وجود هوای بسیار خوش و باغ ‌های وسیع به آنجا سفر كرده و وقت خود را در كنار بقایای طاق كسری و دیوارهای اطراف آن می‌ گذراندند.

مردم عراق و اعراب منطقه از این بنا نه به سبب پیشینه تاریخی، بلكه به علت سندیت اسلامی آن مبنی بر اینكه روزی كه پیامبر اسلام (ص) به دنیا آمد، طاق بلند آن شكاف خورد، از آن یاد می‌ كنند.

طاق کسری بقایای تالار بزرگ عهد ساسانی در محل تیسفون، عراق حالیه، که جزء کاخ سلطنتی بزرگ معروف به ایوان کسری بوده ‌است؛ طول و عرضش را به ترتیب حدود 365 و 275 متر تخمین زده‌اند. این ایوان در محله جنوبی تیسفون موسوم به اسفانبر یا اسانبر واقع بود.

در مجاورت طاق، چهار دسته ویرانه مشاهده می‌شود که جالب‌ ترین آنها تلّی است معروف به حرم کسری؛ این ویرانه ‌ها جزء ایوان کسری بوده ‌است. به فاصلهٔ حدود ۴۶۰ متری جنوب شرقی طاق، بقایای ساختمان ‌هایی مشاهده می‌شود که تا گوشهٔ دیوار معروف به بستان کسری، که شاید حصار باغ وحش بوده ‌است، امتداد دارد.

در فاصله حدود 190 متری جنوب غربی بستان، تلی به ارتفاع 6 الی 5/ 7 متر واقع است که قاعده ‌اش چهارگوش است. معروف به تل‌ الذهب (تل طلا) یا خزانهٔ کسری است و آن ظاهراً در اصل بنای واحدی بوده که خسرو پرویز برای خزائن خود ساخته بوده ‌است.

طاق کسری که بزرگ‌ترین و نظرگیرترین یادبود عظمت گذشته تیسفون است، در وسط ویرانه‌‌های مدائن قرار دارد.

• فردوسی پاکزاد و تاق خسروان

فردوسی در شاهنامه خود پس از اشاره به داستان ساخت این بنای باشکوه، چنین می‌گوید که در برابر ایوان تیسفون، پرده بسیار مجللی آویزان شده بود جواهرنشان که پس از یورش اعراب توسط مهاجمان، قطعه قطعه و میان آنها تقسیم شد.

هنگامی که کاخ تسیفون برپا بود، در روز بار عام، شاهنشاه روی تخت طلای خود می‌نشست و چون تاجی که باید برسر بگذارد، بسیار سنگین بود، آن را به زنجیری از طلا در بالای سر شاهنشاه از بالای طاق، طوری آویزان می‌‌کردند که در بالای سر وی قرار گیرد. (همین کارها را در همین اواخر برای پادشاهان قاجاریه انجام می‌ دادند و این نشانه این است که این رسوم، از دهان به دهان تا دوره ‌های جدید ادامه یافته ‌است)

سپس اعیان و طبقات مختلف امپراتوری در بیرون پرده، صف می‌‌کشیدند و طی مراسمی، پرده را کنار می‌‌زدند و شاهنشاه ایران باشکوه و جلال مخصوصی روی تخت خود پدیدار می‌گشت و به طبقات مختلف بار می‌ داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 13:54  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

كعبه زرتشت

بنايي با معماري‌ خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نمي‌دانستند.

 آن زمان فكر مي‌كردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.

كعبه زرتشت

در ديوار داخل اين ساختمان لغت «کعبه» حکاکي شده است. در کتاب‌هاي زرتشتي آمده است که حضرت زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش مي‌کرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همان‌طور که در زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي «مکه» مي‌گفتند؛ بنابراين كلمه مكه نيز فارسي است.

در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع مي‌شود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يک‌بار نوروز از ايران شروع مي‌شود. آخرين‌باري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال آينده هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع خواهد شد.

از زمان حمله اعراب به ايران تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياث‌آبادي» كه تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقي‌هاي ايران» توسط انتشارات «نويد شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است.

تا امروز حدس مي‌زدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياث‌آبادي با تحقيقات خود ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در سرتاسر جهان، پيشرفته‌ترين، دقيق‌ترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان است. اين در حالي است كه تا قبل از اين بنا هم «چارطاقي‌ها» در نقاط مختلف ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوه‌اي بسيار ساده اما دقيق و حرفه‌اي بر عهده داشتند.

تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط مي‌توانند روزهاي خاصي از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماه‌ها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا مي‌توانستند بسياري از مناسبت‌ها و جشن‌هاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند.

بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور (به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»، سالم مانده و براي ما و نسل‌هاي بعدي باقي مانده‌اند.

متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچ‌گونه انعكاس و جنجالي به پا نشد!

اين بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان آگاه   ‌بودند. حال آنكه خيلي از آنها را مانند كروي بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت كردند!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 19:8  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

سطح رطوبت پاسارگاد به 30 درجه رسید

معمولا در اردیبهشت هوای استان فارس رو به گرمی رفته و از رطوبت کاسته می شود، اما اگر این روزها با یک رطوبت سنج ساده به پاسارگاد بروید و به درجه رطوبتی که ثبت می شود نگاه کنید نشانگری را خواهید دید که روی درجه 30 توقف می کند.

به گزارش خبرنگار مهر، سه سال پس از مخالفتهای فراوان کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی با احداث و آبگیری سد سیوند معلوم می شود که واکنشها چندان هم بی دلیل نبوده است چرا که بالا رفتن میزان رطوبت بهترین زمینه را برای تخریب بناهای سنگی محوطه های تاریخی تخت جمشید و پاسارگاد فراهم می کند.اکنون در آخرین سال دهه هشتاد خورشیدی و اواسط دومین ماه فصل بهار نشانگر رطوبت سنج در کنار آرامگاه کوروش روی عدد 30 می ایستد یعنی رطوبت این محوطه تاریخی به شکل خطرناکی بالا رفته است.

پیش از راه اندازی سد سیوند درجه رطوبت این منطقه در نهایت به 12 تا 15 درجه می رسید اما اکنون این میزان به دو برابر اندازه پیشین جهش کرده است. این در حالی است که میزان رطوبت در شهرهای بندری مانند بوشهر و بندرعباس در روزهای شرجی 40 تا 45 درجه است. آنگونه که کارشناسان می گویند رطوبت بالا برای بناهای سنگی از مضرترین عوامل تخریب است، عاملی که دست کم در معمولی ترین حالت موجب رشد گلسنگها و تخریب سنگهای هر بنایی خواهد شد.

امیرعباس عروجی استاد مرکز آموزش عالی سازمان میراث فرهنگی در گفتگو با مهر در این رابطه اعلام می کند: افزایش رطوبت در خاک و هوای محوطه های باستانی در کنار فقدان مراقبتهای کارشناسی و علمی موجب رشد گلسنگ بر سنگهای تاریخی و در نتیجه تخریب آن می شود.   

آنگونه که کارشناسان می گویند رطوبت بالا برای بناهای سنگی از مضرترین عوامل تخریب است، عاملی که دست کم در معمولی ترین حالت موجب رشد گلسنگها و تخریب سنگهای هر بنایی خواهد شد

عروجی همچنین در رابطه با رطوبت موجود در هوای محوطه های تاریخی هخامنشی استان فارس نیز معتقد است: سد سیوند، افزایش سطح زمینهای کشاورزی اطراف محوطه های تاریخی و بازدیدهای فراوان مردمی از جمله اصلی ترین عوامل افزایش رطوبت در این منطقه و در نتیجه عاملی برای رشد گلسنگها است.آنگونه که این استاد مرکز آموزش عالی سازمان میراث فرهنگی به آثار تخریبی رطوبت بر بناهای تاریخی اشاره می کند در شمال ایران هیچ بنای سنگی مربوط به زمانهای گذشته وجود ندارد چرا که همه بر اثر رطوبت بالا و هجوم گلسنگها به خاک تبدیل شده اند، اگر رطوبت دیگر مناطق تاریخی کنترل نشده و مراقبتهای فیزیکی و علمی از بناهای باستانی صورت نگیرد اثر بسیار مخربی به بار خواهد گذاشت.

پریسا محمدی میکروبیولوژیست نیز که تحقیقات و پژوهشهای فراوانی بر روی آثار تاریخی انجام داده پیش از این در گفتگویی با مهر در رابطه با آثار تخریبی رطوبت بر بناهای باستانی گفته بود: از بهترین و اصلیترین راهکارهای کاستن از سطح تخریب بناهای تاریخی استان فارس که از جنس سنگ ساخته شده اند کم کردن از میزان رطوبت هوای منطقه است، این در حالی است که احداث سد سیوند رطوبت منطقه را به میزان زیادی افزایش خواهد داد.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا افزوده بود: مخالفتها با احداث سد سیوند مربوط به زیر آب رفتن آثار باستانی نیست، بلکه باید توجه داشت که با راه اندازی این سد اکوسیستم منطقه تغییر پیدا می کند و تغییر اکوسیستم، افزایش رطوبت، ظهور و حضور گیاهان جدید و مهاجرت جانوران به این منطقه خطر تخریب و فرسودگی زیستی آثار را بالا می برد.

(بر گرفته از سایت خبری تابناک)

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:52  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

ایرانی نوروزت فرخنده باد...........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 13:20  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

نگاهی به ریشه های ایرانی عرفان

با سلام خدمت خوانندگان گرامی وبلاگ

نوشته ی زیر برگرفته از کتاب نگاهی به فرهنگ مردم کرمانشان اثر صادق شمس است که در آن مروری اجمالی بر تاثیرات اندیشه های ایران باستانی بر عرفان در سیر تاریخ شده است. شایان ذکر است که اینجانب به عنوان خواننده و نه یک متخصص در علم فلسفه و عرفان نگاهی انتقادگونه به برخی دیدگاه های مطرح شده این نوشته دارم اما به رسم امانت داری برخود واجب دیدم که جملات نگارنده را عینا نقل نمایم. شاید در فرصتی دیگر نقدی بر آن نگاشته و تقدیم سروران گرامی نمایم. امید که توفیق حاصل گردد. 

نظرات شما در باره ی این مطلب مطمئنا مایه ی مباهات و راهگشای اینجانب خواهد بود.

«از آن به ديــر مغانم عزيز مــي‌دارند    كه آتشي كه نميرد، هميشه در دل ماست»

                                                                                                                  «حافظ»

عرفان را نمي‌توان انديشگي و جريان فكري يگانه‌اي به شمار آورد، بلكه مي‌توان گفت از انديشه‌هاي هندي، بودايي، يوناني، مسيحي، اسلامي و ايراني را نام برد. حتي پاره‌اي بهرة انديشه ايراني عرفان را بيش از انديشه‌هاي ديگر دانسته‌اند از آن ميان محمد اقبال لاهوري انديشمند و سخنور بزرگ پاكستاني در اين باره نوشته است: « هم‌چنان كه زاد بوم تصوف ايران، ميانجي سرزمين اصيل آرياييان و كشور ساميان بود، تصوف هم از آميختن معتقدات آريايي و سامي بوجود آمد، ولي در اين مورد بايد از دو نكته غافل نماند:  نكته اول اين است كه جنبة آريايي تصوف بر جنبة سامي آن غلبه دارد، و نكته دوم اين است كه در اين آميزه عناصر آريايي و سامي چندان دگرگون شده‌اند كه هر دو استقلال يافته‌اند.» پژوهش‌گران در بارة تأثيرپذيري انديشه‌هاي مختلف در عرفان كتاب‌ها نوشته‌اند، ولي كمتر به ريشه‌هاي ايراني آن پرداخته‌اند. مي‌توان گفت در ايران باستان گونه‌اي عرفان در آيين‌هاي مهري، زرواني، مانوي و حتي زرتشتي بوده است، اما عرفان به نام يك آيين مستقل پس از اسلام پيدايش يافته است. اين تأثيرپذيري از انديشه‌هاي ايراني شامل دو دوران پيش از اسلام و پس از اسلام است. از تأثيرپذيري پيش از اسلام به گونه‌اي گسترده و پس از اسلام تنها اشاره‌اي به «شهاب‌الدين سهروردي» فيلسوف و عارف بزرگ ايراني خواهيم كرد.

با اين كه بنياد فلسفة «حكمت اشراق» سهروردي بر نگرة نور و ظلمت فرزانگان پارس (پيروان فلسفه خسروياني يا پهلواني) قراري دارد، ولي انديشگي او با دوگرايي مغان، مانويان و زرتشتيان جدايي دارد. سهروردي در اين نگره زير تأثير فرزانگاني چون جاماسب، بزرگمهر و فرشاوشتر بوده است. اما تفاوت برداشت او با انديشة مغان، مانويان و زرتشتيان در اين است كه در فلسفة اين فيلسوف بزرگ نور و ظلمت از يكديگر جدايي ندارند و رويارويي اين دو تضاد بشمار نرفته، بل اين دو لازم و ملزوم يكديگرند، چنان كه براي افزايش نور سلب آن لازم است. سهروردي نيز مانند فيلسوفان بزرگ ديگري چون ملاصدراي شيرازي و حاج ملاهادي سبزواري در فلسفة خود از انديشه‌هاي ايراني بهره گرفته‌اند.

تأثير مانويان و زرتشتيان در عرفان

به نظر مي‌رسد، بسياري از عارفان گرايش‌هاي زهدگرايانه و پرهيزكارانة خود را از مانويان گرفته باشند، چه اينان در دوگرايي (ثنويت) خود به «دو زروان يا دو ازليّت» باور داشته و خواست آن‌ها از اين دو واژه تضاد در ذات هستي و باور به جنگ و ستيز ميانة نور و ظلمت و ازلينگي يا قديم بودن اين دو نيروست، و مانويان براي رهايي از چنگال ظلمت و رسيدن به نور خود را به ناچار به كار بست يك رشته كردارهاي زهدگرايانه هم‌چون گرفتن روزه، نخوردن گوشت، دوري از ميل‌هاي تناني مي‌ديده‌اند. حتي برگزيدگان آن‌ها يا «ويزيدكان» حق زناشويي نداشته‌اند، تنها پيروان سادة آن‌ها نگوشاك (نغوشاك) ناچار به انجام چنين كارهايي نبوده‌اند. به باور زنده ياد سعيد نفيسي از تأثيرهاي دين ماني در عرفان يكي گرايش‌هاي برابرجويانه و ضد نژاديست كه همانند اسلام برترين انسان‌ها را پرهيزگارترين آنان مي‌دانسته است. چنين پيداست به سبب همين انديشه‌هاي مردم‌گرايانه بود كه بهرام اول و بزرگان ساساني به قولي پوست ماني را كنده و به دروازة شهر آويختند. به رأي پژوهش‌گر و نويسندة گرامي دكتر زرين‌كوب ميانة عرفان و انديشه‌هاي زرتشتي يگانگي‌هاي بسياريست و همين يگانگي‌هاست كه راه را براي پيدايش عرفان در ايران هموار كرده است. از آن ميان مي‌توان از گرايش به يكپارچگي هستي يا (وحدت وجود) در دين زرتشت و عرفان نام برد: «در آيين زرتشت تصور همكاري نزديك و مستمر انسان با مبدأ خير حاكي از تصور و وحدت و اتحاد انسان است با خدا به علاوه تصور عالم غيب و عالم مينوي هم امريست كه تعليم زرتشت را با تعليم عرفا خوشايند مي‌كند.» كه به نظر مي‌رسد در اين يگانگي يا «خويشاوندي» تأثير عرفان از دين زرتشت هست. هم‌چنين «هفت وادي» عارفان يا به گزارة مولانا گردش در «هفت شهر عشق» مي‌تواند از «هفت آمشاسپندان» زرتشت كه گونه‌اي «سير و سلوك» و سفر مينوي براي رسيدن به «امرداد» و جاودانگي و «حقيقت محض» است تأثير پذيرفته باشد.

اما هفت آمشاسپندان دين زرتشت بدين قرارند:

 1-  اهورامزدا (حقيقت مطلق)

  2-  اردي‌بهشت (زندگي پاك و دور از آلودگي)

   3-  بهمن (نيك انديشي)

   4-  شهريور (شهر و شهرياري نيكو. آرزويي)

   5-  اسفند يا ارميتي (آرامش، فروتني و بردباري)

   6-  خرداد (رسايي تن و روان)

   7-  امرداد (جاودانگي و بيمرگي)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 22:18  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

تخت جمشید را دریابید.

             بارش باران سمی بر سر تخت جمشید!

آلاینده های تولید شده از فعالیت كارخانه پتروشیمی مرودشت باعث بارش بارانهای اسیدی و سمی بر سر مجموعه تاریخی تخت جمشید و نقش رستم می شود.

 

 

به گزارش خبرنگار مهر، آلاینده های بد بو و خطرناك خارج شده از دودكشهای كارخانه قدیمی پتروشیمی مرودشت كه به فاصله نزدیكی از تخت جمشید قرار دارد نه تنها بلای سلامت و جان مردم این شهر شده بلكه موجبات تخریب آرام و بی صدای مهمترین و معروفترین آثار باستانی كشور را نیز فراهم كرده است.

 

 

این كارخانه پتروشیمی كه حدود 45 سال پیش ساخته شده دودكشهایی دارد كه فاقد هرگونه فیلتر است و در چهار فصل سال، ضایعات دودی خود كه آغشته به انواع آلاینده ها و سموم مخرب و خطرناك است را به هوای منطقه می فرستد.

 

 

این دود به كمك جریان طبیعی هوا به سمت شرق می رود و تنها چند كیلومتر آنسوتر بخشی از آن در پای "كوه رحمت" جمع شده تا همراه اولین باران بر سر و روی مجموعه تخت جمشید فرو آید.

 

 

بارانهای شیمیایی ریخته شده بر سر و روی تخت جمشید اصلیترین اثر مخربی كه برای این بنای مهم دارد تخریب سنگهای آن است، بارانهایی كه به مرور زمان تاثیرات خود را به شكل پوسته پوسته كردن سنگها نشان می دهد. 

 

 

اگر چه تا كنون تحقیق جامعی برای بررسی دقیق اثرات آلاینده های تولید شده به وسیله پتروشیمی مرودشت بر روی بنای تخت جمشید در این زمینه از سوی كارشناسان و پژوهشگران منتشر نشده تا نتیجه آن بر این بنا و دیگر آثار تاریخی مشابه در آن محدوده را نشان دهد اما شواهد موجود حكایت دقیقی از این مسئله خطرناك دارد.

هم اكنون هم با نگاهی گذرا بر گوشه گوشه تخت جمشید كه معظم ترین بنای باستانی ساخته شده از سنگ در كشورمان است می توان این مسئله را به وضوح مشاهده كرد.

البته مردم ساكنان مرودشت نیز از دست اثرات این كارخانه پتروشیمی در امان نمانده اند به گونه ای كه بوی بسیار بد و آلودگی هوا كه ناشی از فعالیت روزانه این كارخانه است، سلامت جسمی و روانی آنها را به مخاطره دائم انداخته است.

 

 

بدیهی است برای آلاینده هایی كه می تواند هیبت سنگهای جان سخت و 2500 ساله تخت جمشید كه از مهلكه های تاریخی فراوانی جان سالم بدر برده اند را به خطر بیاندازد تخریب جسم و جان انسانهایی از جنس گوشت و پوست و استخوان كار چندان سختی نیست.

(برگرفته از آینده نیوز)


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 18:29  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

مقایسه کنید

تصویر بالا مربوط به یک اثر باستانی از تخت جمشید است که در موزه ای در انگلستان نگهداری می شود. (سمت چپ)  که توسط رایانه در محل اصلی خود روی پلکان شرقی آپادانا قرار گرفته است.

این بی توجهی به در معرض تخریب قرار گرفتن میراث فرهنگی و باستانی تخت جمشید چه دلیلی به جز بی هویتی می تواند داشته باشد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 20:25  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

منشور كوروش بزرگ 26 دي به ايران مي‌آيد (برگرفته از سایت خبری تابناک)

دوستان گرامی سلام.

قبل از نقل خبر می خواستم از اینکه این مدت تمام مطالب وبلاگ برگرفته از سایت های دیگر بود معذرت خواهی کنم. مشغله ی زیاد اجازه ی نوشتن به من نمیده. به هر حال امیدوارم که وبلاگ مفید باشه.

در ضمن برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به منشور کوروش بزرگ لطفا به مطالب پیشین مراجعه کنید.

اصل خبر:

طبق توافقات جديد رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و نماينده تام‌الختيار موزه بريتانيا منشور كوروش پس از گذشت 130 سال 26 دي (16 ژانويه) براي نمايش به ايران مي‌آيد.

به گزارش فارس، با حضور جان كرتيس، سرپرست بخش خاورميانه موزه بريتانيا و نماينده تام‌الاختيار اين موزه در ايران و برگزاري جلسه‌اي با حميد بقايي، معاون رئيس‌جمهوري و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري توافقاتي براي انتقال منشور كوروش به ايران انجام شد.

اين جلسه كه روز گذشته در محل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برگزار شد، زمان توافقي براي انتقال اين منشور به ايران به صورت امانت 16 ژانويه برابر با 26 دي سال 1388 تعيين شد.

در اين جلسه مدير بخش امانات موزه بريتانيا و مدير موزه ملي ايران نيز حضور داشتند.

در جلسه روز گذشته اين هيئت تمام توافقات براي نحوه ورود و انجام مراحل بيمه منشور كوروش انجام شد.

زمان نمايش منشور كوروش در ايران احتمالاً 4 ماه خواهد بود.

منشور كوروش در محل موزه ملي ايران براي نمايش عمومي قرار داده مي‌شود.

منشور حقوق بشر كوروش كه با نام استوانه كوروش نيز شناخته مي شود، از جنس سفال است و طبق گفته‌هاي باستان‌شناسان در سال 539 پيش از ميلاد توسط كوروش دوم هخامنشي ساخته شده است.

دور تا دور اين استوانه سفالين كه 23 سانتي‌متر طول و 11 سانتي‌متر عرض دارد در حدود 40 خط به زبان ميخي بابلي، فرمان‌هاي كوروش حك شده است.

منشور كوروش به عنوان نخستين منشور حقوق بشر شناخته مي‌شود و در سال 1971 ميلادي، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمي سازمان منتشر كرد. بدلي از اين منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نيويورك نگهداري مي‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 12:59  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

آثار دوره ساساني در معرض تخريب جدي

باز هم نمونه ی دیگری از بی توجهی مسولان به تاریخ و هویت فرهنگیمان.تا کی باید شاهد این اخبار دردناک باشیم؟

برگرفته از پایگاه خبری تابناک((www.tabnak.ir)):

اثر باستاني «بلاد شاپور» يا شهر قديمي دهدشت متعلق به دوران ساساني در کهگيلويه و بويراحمد به مکاني براي استعمال موادمخدر و چراي دام بدل شده است که براي حفظ اين اثر با ارزش و رونق گردشگري در اين منطقه بايد تدابيري از سوي مسئولان امر اتخاذ شود.


به گزارش خبرنگار مهر در ياسوج، شهر قديمي دهدشت بر اساس دست نوشته‌هاي تاريخي، "بلاد شاپور" نام داشت و توسط شاپور اول ساساني، فرزند اردشير اول ايجاد شده و بر اساس فارسنامه ناصري اين شهر باستاني زماني يک شهر بزرگ بوده است.

اين شهر حدود دو هزار خانه، مسجد، حمام و کاروانسرا داشت که بسياري از اين آثار هنوز برجاي مانده است. بلاد شاپور در اواخر دوره صفويه به خاطر عدم امنيت در راه‌هاي بازرگاني آن صدماتي ديده و در زمان هرج و مرج دوره زنديه غارت و ويران شد.

اين شهر باستاني از معماري خاصي بر خوردار است و آثار زيبايي از قبيل آب انبار، امامزاده ها، ارگ حکومتي و برج و باروها در آن مشخص است که توجه محققين و صاحب نظران آثار تاريخي را به خود جلب کرده است.

مصالح به کار برده شده در اين بناها از نوع گچ ساروج، آهک، لاشه و تنها در سقف گنبدي حمام آن آجر به کار رفته است.

مرگ معتادان جوان تن بلاد شاپور را مي‌لرزاند

اما مکاني که مي‌توانست با جذب گردشگران داخلي و خارجي صنعت توريسم اين شهر را رونق بخشد و به افزايش سطح درآمد مردم کمک کند، اکنون به مکاني امن و بي خطر براي معتادين پر خطر و نقطه‌اي کور و هراس انگيز براي شهرونداني بدل شده که شايد آرزو کنند هرگز اين ميراث کهن و نشان تمدن را نداشتند که اينک به دليل بي توجهي مسئولان به جاي هويت بخشي بستري براي هويت سوزي و زوال جوانان اين شهر شده است.

شايد آن روز که شاپور ساساني بناي اين شهر را نهاد تا آباداني را به مردمانش هديه دهد، هيچگاه گمان نمي‌برد که روزي به جاي زندگي، مرگ در آن سکني گزيند و بوي تلخ نيستي در کوچه پس کوچه‌هاي آن به مشام برسد.

بوي تلخي که به کوچه‌هاي شهر جديد دهدشت نيز مي‌رسد تا باز خبر دهد که زير سقف بناهاي هزار ساله بلاد شاپور، جواني ديگر از مصرف افيونهاي دنياي مدرن مرده است، مرگ سردي که تن بلاد شاپور را همچون مردمان اين ديار مي‌لرزاند.

(به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:39  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 15:43  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

بخشی از تاریخ اصفهان زیر خاک می رود(برگرفته از سایت خبری تابناک www.tabnak.com)

سازمان میراث فرهنگی اصفهان به دنبال ترمیم آب شستگی های پل خواجو و با هدف مرمت و ساماندهی سنگهای آسیب دیده این پل با بیل و کلنگ و لودر تیشه به ریشه این بنای 400 ساله می زند.

این روزها هر شهروند اصفهانی یا گردشگری که ازکنار پل خواجو می گذرد، تصور می کند وارد یک زمین کشاورزی شده که در حال شخم زدن آن هستند و دیر یا زود در این زمین گندم، جو و....می کارند.

امروز پله های سنگی پل خواجو که هنر دست حجاران دوره صفوی را نشان می داد مقابل دیده گان نگران مردم هنر دوست اصفهانی تخریب شد و اکنون نه تنها دیگر اثری از این پله های با شکوه و قدیمی نیست، بلکه حتی سنگهای آن نیز که ارزش قرار گرفتن در موزه را دارند، زیر خاک دفن می شوند تا به این وسیله آنان بستری سنگی برای پل و کاهش عمق آب بسازند.

مرمت غیراصولی پل خواجو/ ساخت پله های 400 ساله با سنگهای جدید!

در همین رابطه یک منبع آگاه که خواست نامش فاش نشود در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان برای ایجاد یک بستر سنگی و بتونی در مقابل پل خواجو و رفع آب شستگی ها، اقدام به مرمت غیر اصولی و نادرست پله های سنگی پل که به عهد صفوی باز می گردد، کرده است.

این کارشناس مرمت آثار تاریخی اعلام کرد: چهار ردیف از پله های پل خواجو را به جای مرمت و تعمیر به طور کامل تخریب و دست به بازسازی پله ها با جایگزینی سنگ های جدید زده اند.

 

وی افزود: این در حالی است که تمام سنگ های سابق دارای کنده کاری و علامت های حجاران عهد صفوی است.

این منبع آگاه اظهار داشت: با وجودی که پله ها دارای آسیب های جزیی بود که با روش هایی مانند "بند کشی "می توانستند آنان را مرمت نمایند، اما آنها به جای مرمت اقدام به نوسازی کرده اند.

وی ادامه داد: این پله های سنگی و قدیمی بخشی از هویت پل خواجو بود و هنر مرمت، در حفظ گوشه به گوشه یک اثر تاریخی است نه اینکه به نوسازی آن بپرداریم.

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 17:5  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  | 

شيوه‌هاي مرمت تخت جمشيد قديمي شده است(برگرفته از jamejamonline.com)

شيوه‌هاي نوين حفاظت و مرمت آثار باستاني با همكاري ايران و ايتاليا در مجموعه جهاني پاسارگاد مطالعه، بررسي و اجرايي مي‌شود.

با انعقاد تفاهم‌نامه بين گروه ايتاليايي ايزيائو با پژوهشكده باستان‌شناسي و بنياد پژوهشي پارسه - پاسارگاد اين امر محقق مي‌شود.

مازيار كاظمي، مدير داخلي تخت جمشيد با بيان اين مطلب گفت: پژوهش‌هاي باستان‌شناسي، مستندنگاري و نقشه‌برداري و روش‌هاي نوين حفاظت و مرمت در آثار تاريخي از جمله اهداف اين تفاهم‌نامه است.

به گفته وي مطالعات گسترده‌اي طي 2 سال اخير براي كشف روش‌هاي نوين مرمت در مجموعه جهاني پارسه  پاسارگاد آغاز شده است كه اين مطالعات بر عهده گروه ايزيائو و همكاري بنياد پژوهشي پارسه پاسارگاد بوده است.

كاظمي اظهار كرد: گروه ايزيائو در قراردادي با بنيادپژوهشي پارسه  پاسارگاد به دنبال شيوه‌هاي نوين مرمت سنگ‌اند تا با جديدترين روش‌هاي مرمتي، بناهاي تاريخي به خصوص تخت جمشيد را مرمت كنند.

 مدير داخلي تخت جمشيد با بيان اين‌كه مرمت اضطراري در مجموعه جهاني پارسه  پاسارگاد از 8 سال پيش تاكنون متوقف مانده است، گفت: اين توقف به دليل قديمي شدن مرمت بناهاي سنگي تخت جمشيد بود كه بايد با روش‌هاي جديد اين كار انجام مي‌شد؛ بر اين اساس گروه ايزيائو به ايران مي‌آيد تا مطالعات مشترك خود را در اين زمينه آغاز كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:21  توسط اشکان (مدیر وبلاگ)  |